جایگاه ساختار در فیلمنامه

جایگاه ساختار در فیلمنامه

در یک فیلمنامه مهم‌ترین مسئله و پایه‌ای‎ترین مسئله درک ساختار فیلمنامه است. ساختار فنداسیونی است که بر روی آن ساختمان فیلمنامه بنا می‌شود.

برای بررسی ساختار فیلمنامه نیاز است که اول بدانیم ساختار از نظر لغوی چه معنایی دارد؟ ساختار چیست؟ ساختار در فیلمنامه به چه معناست؟ چگونه می‌توان ساختار در یک فیلمنامه را مورد بررسی قرار داد؟ به این سوالات در متن پیش‌رو پاسخ می‌گوییم.

ساختار چیست؟

ساختار از نظر لغوی در فرهنگ روز سخن به معنای به معنای مجموعه عناصر تشکیل دهنده یک اثر ادبی یا هنری، و پیوستگی اجزای آن با همدیگر است. از نظر اصطلاحی به معنای چگونگی ساخت یافتن یک شی می‌باشد. به طور کلی از نظر مفهومی به اجزا تشکیل دهندۀ یک شی و همچنین ترتیب قرار گرفتن و ارتباط بین آن اجزا را ساختار می‌گوییم. از نظر طرفداران نظریۀ گشتالت بر این باورند که کل مساوی با جمع اجزا نیست. در ساختار وقتی ما اجزا را بدانیم بسیار مهم است که نحوۀ ترتیب و ارتباط بین اجزا را هم بدانیم. از این مسیر است که می‌توانیم ساختار را تشریح کنیم و دربارۀ ساختار یک شی سخن بگوییم.

به ساختار شعر فارسی توجه کنید. چهار عنصر در شعر فارسی از نظر سبک شناسی بررسی می‌شوند. این چهار عنصر موزون بودن اشعار، قافیه ابیات، آهنگین بودن شعر و قدرت تخیل در شعر است. در طول دوره اشعار فارسی از قدیم تا کنون ۴ دوره را شعر فارسی طی کرده است. اولین دوره شعر کلاسیک است. شعر کلاسیک از نظر ساختاری شامل هر چهار عنصر می‌باشد. دومین نوع شعر شعر نیمایی را داریم. در شعر نیمایی قافیه توسط نیمایوشیج حذف گردیده است. ساختار شعر نیمایی را سه عنصر وزن و آهنگین بودن و قدرت تخیل تشکیل می‌دهند. دوره سوم دورۀ شعر سپید است که شروع آن با شاملوو می‌باشد. در این دوره وزن هم حذف می‌گردد و ساختار شعر فقط شامل آهنگین بودن و تخیل است. اما در شعر نو حتی خصوصیت آهنگین بودن شعر هم حذف می‌شود و از ساختار شعر فقط قدرت تخیل است که می‌ماند.

برای پرداختن به مفهوم ساختار فیلمنامه اول باید بررسی کنیم که یک فیلمنامه یا درام از چه اجزایی تشکیل شده است. اجزا اصلی و مهم یک فیلمنامه پیرنگ، شخصیت و دیالوگ است. البته تعداد اجزا یک فیلمنامه به این‌ها محدود نمی‌شود. ولی این سه از اصلی‌ترین اجزا هستند. وقتی دربارۀ ساختار در یک فیلمنامه صحبت می‌کنیم یعنی دربارۀ ارتباط و اهمیت این سه سخن می‌گوییم. وقتی فیلمنامه‌های مختلف را بررسی می‌کنیم مشاهده می‌کنیم که در یک فیلمنامه یکی از عناصر بسیار قوی‌تر از دیگر عناصر ظاهر شده است. برای مثال در اثر هشتمین سفر سندباد بیضایی و اکثر کارهای او دیالوگ بیشتر از دیگر اجزا درام کار می‌کند. یا در مرگ فروشنده شخصیت و پیرنگ حضور قوی‌تری به نسبت دیالوگ دارد.

ساختار یک فیلمنامه خوب متشکل از فرم و محتوای با کیفیت و ارتباط قوی بین آنها است. ساختار فیلمنامه هر آنچه را که شاکلۀ و بدنۀ فیلمنامه از صفر تا صد آن را تشکیل می‌دهد شامل می‌شود. پیرنگ، شخصیت پردازی، کشمکش، گره افکنی، گره گشایی، نقطه اوج و دیالوگ و هر آنچه که برای نوشتن فیلمنامه لازم است همه در قالب ساختار جا می‌گیرد. در اینجا به اختصار توضیح کوتاهی دربارۀ هر کدام می‌دهیم.

عنصر پیرنگ

پیرنگ همان زیر ساخت کلی فیلمنامه است. در دل پیرنگ است که ایده اصلی شکل می‌گیرد و به نمایش تحریر در می‌آید. در پیرنگ ما به ایده شکلی که دارای ابتدا و میانه و انتهاست را می‌دهیم.

ادامه دارد…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

47 − 44 =